در اتمسفر اقتصادی کنونی که شاخصهای کلان تورمی، قدرت خرید و ارزش واقعی داراییها را با چالشهای جدی مواجه کردهاند، رفتارشناسی معاملهگران نشاندهنده تغییرات آشکار در الگوهای سرمایهگذاری است. تحلیل دادههای مالی حاکی از آن است که دوران «حبس نقدینگی» در سپردههای بانکی بلندمدت با نرخهای ثابت، به پایان رسیده است. سرمایهگذاران هوشمند، از مدیران مالی هلدینگهای بزرگ گرفته تا سرپرستان خانوار، اکنون به دنبال فرمولی کارآمدتر برای مدیریت داراییهای خود هستند؛ فرمولی که بتواند همزمان سه متغیر حیاتی «نقدشوندگی آنی»، «جریان درآمدی ماهانه» و «پوشش ریسک تورم» را در یک بسته واحد ارائه دهد.
پاسخ علم اقتصاد به این تقاضای پیچیده، گذار از بانکداری سنتی به سمت «صندوق سرمایهگذاری با درآمد ثابت» است. بررسی عملکرد نهادهای مالی پیشرو نشان میدهد که چگونه ابزارهایی نظیر صندوقهای «سهند» و «دامون» (تحت مدیریت سبدگردان آسمان) توانستهاند با بهرهگیری از تکنیکهای مدیریت فعال، بازدهیهای مؤثر سالانهای فراتر از نرخهای بانکی (در برخی مقاطع تا محدوده ۳۷ درصد) را برای سرمایهگذاران خود محقق کنند.
در ادامه، ضمن کالبدشکافی مکانیزم درآمدزایی در این صندوقها، راهکارهای عملیاتی برای طراحی یک سبد دارایی درآمدزا مورد واکاوی قرار میگیرد.
یکی از گلوگاههای اصلی در سیستم بانکی سنتی، مفهومی بازدارنده به نام «نرخ شکست» یا جریمه برداشت زودهنگام است. این محدودیت ساختاری باعث میشود سرمایهگذار برای دریافت سود بالاتر، ناچار به بلوکه کردن سرمایه خود برای مدتی طولانی شود و عملاً دسترسی به پول خود را از دست بدهد. اما در اکوسیستم مدرن بازار سرمایه، این معادله به نفع سرمایهگذار تغییر کرده است.
بررسی ساختار صندوق درآمد ثابت نشان میدهد که مهندسان مالی با حذف جریمه برداشت و محاسبه سود به صورت روزشمار، انعطافپذیری بیسابقهای را به جریان نقدینگی بخشیدهاند. در این میان، نهادهای مدیریت دارایی با تفکیک نیازهای بازار، دو کلاس دارایی متمایز را توسعه دادهاند:
ابزارهای مبتنی بر جریان نقد: با هدف پرداخت سود نقدی ماهانه منظم (مانند صندوق درآمد ثابت سهند).
ابزارهای مبتنی بر انباشت ثروت: با هدف خلق سود مرکب و افزایش ارزش خالص دارایی (مانند صندوق قابل معامله دامون).
پرسش بنیادینی که در محافل اقتصادی مطرح میشود این است: «منابع تأمین سودهای مؤثرِ بالای۳۰درصد در این صندوقها چیست؟» آیا این بازدهی حاصل پذیرش ریسکهای نامتعارف است؟
یافتههای تحلیلی نشان میدهد که بازدهی مازاد در صندوقهای معتبر، محصول سه موتور محرک در حوزه «مهندسی مالی» است و ارتباطی با ریسکهای پرخطر ندارد:
برخلاف تصور عمومی، تمامی اوراق بدهی در بازار یکسان نیستند. تیمهای تحلیلگر در شرکتهای سبدگردان، با رصد دقیق صورتهای مالی شرکتهای بورسی، اوراق بدهی (مانند صکوک، گام و مشارکت) را شناسایی میکنند که دارای بنیاد قوی اما قیمتی کمتر از ارزش ذاتی هستند. شناسایی این فرصتهای آربیتراژی که از چشم بازار دور ماندهاند، نخستین گام در خلق ارزشافزوده است.
مدیران دارایی با رصد سیاستهای پولی بانک مرکزی، اقدام به خرید و فروش اسناد خزانه اسلامی (اخزا) در نقاط بهینه میکنند. نوسانگیری تخصصی از نرخ بهره در بازار بدهی، لایهای از سود را ایجاد میکند که در سپردههای ایستای بانکی وجود ندارد.
تجمیع هزاران میلیارد تومان سرمایه خرد در صندوقها، قدرت مذاکرهای عظیم در برابر بانکها ایجاد میکند. این نهادها قادرند گواهیهای سپرده بانکی را با «نرخهای ترجیحی و ویژه» دریافت کنند؛ مزیتی که سرمایهگذاران حقیقی به تنهایی از آن محروماند.
کارشناسان بازار سرمایه بر این باورند که برای بهینهسازی بازدهی، نباید به یک ابزار واحد اکتفا کرد. بر اساس مدلهای پیشنهادی مدیریت ثروت، ترکیب هوشمندانه دو صندوق «دامون» (رشد محور) و «سهند» (درآمد محور) میتواند یک ماشین تولید درآمد خودکار را شکل دهد. در اینجا سه سناریوی اصلی بررسی میشود:
این مدل مختص بازنشستگان، مستأجران و افرادی است که نیازمند پوشش هزینههای ماهانه هستند. در این راهکار، تمرکز بر صندوق سهند است.
این صندوق با بهرهگیری از ذخایر احتیاطی، نوسانات بازار را خنثی کرده و سودی هموار و منظم را در مقاطع ماهانه پرداخت میکند. این ثبات در پرداخت، کارکردی مشابه دریافت حقوق ماهانه دارد و دغدغه تأمین مخارج جاری را رفع میکند.

این مدل برای سرمایهگذارانی طراحی شده که افق دید میانمدت و بلندمدت دارند (مانند پسانداز برای خرید مسکن یا خودرو). در این روش، صندوق قابل معامله دامون محوریت دارد.
در این صندوق، سود نقدی ماهانه پرداخت نمیشود بلکه به اصل سرمایه افزوده میگردد (افزایش قیمت واحدها). این فرآیند باعث فعال شدن «اثر سود مرکب» میشود؛ جایی که سودها نیز مجدداً سود میسازند. همچنین قابلیت معامله در تابلوی بورس، نقدشوندگی در کسری از ثانیه را تضمین میکند.

این پیشرفتهترین مدل مدیریت دارایی است که توسط مشاوران مالی توصیه میشود: تخصیص۷۰درصد سرمایه به صندوق سهند (برای پوشش هزینههای قطعی زندگی) و ۳۰درصد به صندوق دامون (به عنوان موتور رشد).
سرمایهگذاران حرفهای در ماههایی که به سود واریزی صندوق سهند نیاز ندارند، بلافاصله آن را صرف خرید واحدهای صندوق دامون میکنند. این چرخه بازخورد مثبت، نرخ بازدهی مؤثر کل سبد دارایی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که بازار سرمایه ایران وارد فاز جدیدی از بلوغ ابزارها شده است. صندوقهای درآمد ثابت دیگر صرفاً یک جایگزین ساده برای بانک نیستند، بلکه به ابزارهایی پیچیده و کارآمد برای مهندسی جریان نقدینگی تبدیل شدهاند.
استفاده از ظرفیت نهادهای مالی متخصص نظیر سبدگردان آسمان و ترکیب استراتژیک ابزارهایی همچون دامون و سهند، به سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی این امکان را میدهد تا ضمن حفظ امنیت سرمایه، از پتانسیلهای بازدهی جذاب بازار بدهی بهرهمند شوند. پیام روشن بازار این است: در اقتصاد تورمی، برنده نهایی کسی است که مدیریت نقدینگی خود را از حالت انفعالی (سپردهگذاری) به فعال (سرمایهگذاری) تغییر دهد.